ابراهيم اصلاح عربانى

201

كتاب گيلان ( فارسى )

بين ميرزا كوچك خان و احمد آذرى حاكم گيلان توافق حاصل شد كه تا افتتاح مجلس شوراى ملّى و تعيين تكليف قرارداد معروف با انگلستان بين قواى دولت و مجاهدان جنگل آتش‌بس برقرار شود . در عكس ، ميرزا و احمد آذرى پس از حصول توافق در ميان جمع كثيرى از روحانيون و معتمدين گيلان ديده مىشوند . سه نفر نشسته از راست به چپ عبارتند از : حاجى ابو الحسن حاجى عليشاهى ، كاظم مژدهى ( معتمد همايون ) ، سيد جلال تولمى . نفر ششم از سمت راست خالو قربان است و پس از او اسامى سايرين از راست به چپ بدين‌قرار است : حاجى على خان طاهرى افسر قزاق ، ثقة الاسلام رفيع ، حسام الاسلام دانش ، حاج شيخ حسين لاكانى ، محسن صدر صدر الاشراف ( كه رئيس دادگسترى گيلان و معمم بوده است ) ، حاجى بحر العلوم فرزند شريعتمدار ، حاجى شيخ حسنى ، حاجى ميرزا ابو الحسن شريعتمدار ، ميرزا كوچك خان ، احمد خان آذرى ، حاجى ميرزا احمد معين الممالك ، دكتر ابو القاسم خان فربد ، حسن آليانى ( معين الرعايا ) ، امجد السلطنه ( محمودى ) ، سيد آقائى عطار . اقتدار دشمنان خارجى نجات دهد وظيفه ملت است كه براى خلاصى وطنش قيام كند اما كابينه حاضر مىگويد من محض استفاده شخصى بايد مملكت را در بازار لندن به ثمن بخس بفروشم . در قانون اسلام مدون است كه كفار وقتى به ممالك اسلامى مسلط شوند مسلمين بايد به مدافعه برخيزند ولى دولت انگليس فرياد مىكشد كه من اسلام و انصاف نمىشناسم ، بايد دول ضعيف را اسير آز و كشته مقاصد مشئوم خود سازم . بنده مىگويم انقلابات امروزه دنيا ما را تحريك مىكند كه مانند ساير ممالك در ايران اعلان جمهوريت داده و رنجبران را از دست راحت‌طلبان برهانيم و ليكن درباريان تن درنمىدهند كه كشور ما با قانون مشروطيت از روى مرام دموكراسى اداره شود . با اين ادله وجدانم محكوم است در راه سعادت كشورم سعى كنم گو آن‌كه كرورها نفوس و نواميس و مال ضايع شود در مقابل جوابى را كه موسى به فرعون و محمد ( ص ) به ابو جهل و ساير مقننين و قائدين آزادى و روحانى در محكمه عدل الهى مىدهند من هم مىدهم . بنده و همراهانم ، شما و پيروانت در اين دو خط مخالف مىرويم ؛ بايد ديد عقلاء عالم به جسد كشته ما مىخندند و يا به فاتحيت شما تحسين مىكنند ؟ ! فرضا به تمام مراتب فوق احتمال كذب رود يعنى بنده حقيقتا يك فرد جاه‌طلب نفسانى تصور شده به مواعيد جنابعالى متمايل گردم ، آن‌وقت عرض مىكنم كسانىكه تسليم گرديده و ورقه ممهور دولت را در دست داشته‌اند همه را به دار آويختيد ، حبس كرده و يا تبعيد نموديد ، بنده را با چه رو بعد از اين‌همه عمليات باز تكليف به تسليم شدن مىنمائيد ؟ در خاتمه كه درخواست ملاقات كرده بوديد عرض مىكنم اشخاصى كه داراى شرافت قولى نيستند ملاقات كردن با ايشان از قاعده عقل به در و بيرون است ! فقط بين ما و شما را بايد خداوند حكم فرمايد . كوچك جنگلى . » رئيس آترياد تهران هم نتوانست به هيچيك از تهديدهاى خود جامه عمل بپوشاند . چون دولت مركزى متزلزل بود و وثوق الدوله عاقد قرارداد 1919 مورد حملات شديد قرار داشت لذا نمىتوانست در مبارزه با جنگليها قاطعيت نشان دهد . جنگ تقريبا به حال تعليق درآمد و بالاخره دولت به اين نتيجه رسيد كه فعاليت جنگليها و مبارزات آنها را از راه سازش و آشتى متوقف سازد . در اين موقع احمد آذرى پيشكار دارائى گيلان ، كه بعد از تيمورتاش كفالت حكومت را به عهده داشت و گفته مىشد كه خود باطنا به نهضت جنگل خوشبين است مأمور مذاكره و سازش با جنگليها شد . او شخصا با ميرزا ملاقات كرد و راه حلهاى مختلفى را كه به نظرش مىرسيد با وى در ميان گذاشت . بالاخره پس از مدتى بحث و گفتگو موافقت شد كه تا افتتاح مجلس شورايملى و تعيين تكليف قرارداد وثوق الدوله عمليات تهاجمى از سوى هردو طرف متوقف گرديده مقررات آتش‌بس رعايت شود . جنگليها همچنان نفرات و سلاحهاى خود را حفظ كنند و از مداخله در امور سازمانهاى دولتى خوددارى نمايند . پادگان نظامى در رشت مستقر باشد و ميرزا كوچك خان از سوى دولت عهده‌دار امنيت فومنات شود . هدف ميرزا از اين توافق بيشتر به دست آوردن وقت و فرصت كافى براى تجديد قوا و سروسامان بخشيدن به اوضاع جنگل بود . پس از حصول توافق در تاريخ سوم بهمن 1298 از سوى احمد آذرى اعلاميه‌اى تحت عنوان